بیخیالش بابا


Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:جمعه 29 اردیبهشت 1391-03:49 ب.ظ

نویسنده :پری

تیزرش اومد ... خودشو من مردم دیگه

هی وااااااااااااااااااااااااااااای ... درام از خوشی میمیرم

تیزر البوم یونگ سنگ اومد دیشب

عالی بودا .... یعنی معرکه ....

عکسای البومشو الان میزارم حالشو ببرین ... نخواستینم نبرین خودم تنهایی تا ته دیگشو پایم

عکسا رو از وب وی کن فلای برداشته ایم ....

خود البومو چه خاکی تو سرم بریزم ... احتمالا از ذوق مرگی خفه میرم  دوشنبه میاد...

خدایا راه نداره فردا دوشنبه باشه



نظرات() 

تاریخ:پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391-02:10 ق.ظ

نویسنده :پری

عروسی یا عزا ... به کدامین گناه

واقعا میشه ؟؟؟؟؟ ایا واقعا امکانش هست .....

خسته شدم از بس هیچی نمیخورم ... امروز ناهار ساعت 5 نودل خوردم ... شب هم یه قاشق الویه ...

داغونم والا .... گشنمه

تازه ورزشم میکنم ... جون ندارم بخدا ... به نظرتون میشه تا یه ماه دیگه 4 -5 کیلو کم کنم ؟؟؟

ببین ترو خدا به خاطر یه عروسی دارم خودمو میکشم . خاک تو سرت بی جنبه

جو بشدت غصه مند شد ...

اینم واسه شادی روحتون

یارو بعد از 10 دقیقه از باجه تلفن بیرون میاد یه نفر ازش میپرسه سالم بود میگه اره فقط آفتابه نداشت

خواهر برادر اخوی همشیره ننه بابا اقاجون هووووووووو یارو ... نظر بده ... خب یخ زدم اینجا تنهایی ....



نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391-03:21 ق.ظ

نویسنده :پری

بابا باکلاس .... هووووووووووووووووووو

رفته بودیم رستوران اومدم بگم من انده باکلاسم

صاف گفتم اقا من استیک میخورم 36_1_51.gif

کلی شیک نشسته بودم منتظر تا سفارش برسه

یهو یارو اومد یه ساندویچ پرت کرد جلوم

گفتم خب حالا اینم یه مدلشه دیگه ... بازم با اعتماد به نفس بالا دهنم تا اخرین حد ممکن باز کردم

یعنی کاش میزو گاز گرفته بودم ...مزه گوشت کوبیده اب گوشت اینا رو میداد ... هوووووووووووق ... بد ضایع شدم

حالا چقدر مورد تمسخر اعضای محترم خانواده ی دلبرم قرار گرفتم دیگه بماند ...

اینا الان اعضای خونوادن ...  چه بیشعور مرد از خوشی وقتی من ضایعیدم                                 الهی بمیرم نیگا توروخدا چقدر مظلومم 

نیگاه این دیگه خیلی عوضی بود منم قاطی کردم  بعد اعصاب کاملا خط خطی شد  زدمش  خو حقش بود   دیگه داشتیم همدیگه رو میکشتیم که با پا درمیونی بسیار ظریفانه مامانم قضیه ختم به خیر شد Rolling Pin

نتیجه اخلاقی : پاشو جمعش کن مسخره ... برو واسه عمت کلاس بذار

من دیگه نمیرم رستوران

بیا بهم دلداری بده ... نترس تو کامنت بذار اگه اوخ شدی خودم مسولیتشو به گردن میگیرم 

خی خی خی



نظرات() 

تاریخ:سه شنبه 26 اردیبهشت 1391-02:54 ق.ظ

نویسنده :پری

بفرما سالاد ... چند بدم که بخوریش ...

نه دیگه ایندفعه مرده شور منو ببرن که هیچی دانلود نمیشه

پری خدا مرگت بده که خودتم از دست خودت راحت شی

یعنی دلم میخواد سرمو تا خود گردن ببرم زیر تیغ گیوتین خونش بپاشه تو چشاتون که دیگه اذیتم نکنید

اخی تخلیه شدم بخدا امروز از همه طرف داشتن منو میجوییدن خو چرا اذیت ... خوبی مهربونی گل گل  خی خی خی

خب بسه دیگه یه چی بگم تا خود صبح مورمورتون شه ... کلا مرغ شید

امروز داشتم با هنرمندی تمام کاهو خورد میکردم چاقو رو خیلی تمییییییز دو دفعه کشیدم رو انگشتم ... دقیق توضیح بدم : چاقو رفت روی انگشتم کشیدمش روش خون پاشید بیرون منم که تعطیل هنوز نفهمیده بودم دستم بریده یه بار دیگه هم برگشتم رو همون زخم کلا فوران زد دیگه

پو هاهاهاهاها ... مراقب کاهوهاتون باشید ....



نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 25 اردیبهشت 1391-04:26 ب.ظ

نویسنده :پری

سخنی بس پند اموز

برو بخدا اعصاب ندارم میزنم خودمو میترکونم  سه ساعت با هنرمندی تمام ارواح عمم یه پست پر از عکسای سریال پسران برتر از گل گذاشتم دستم خط خورد همش پرید  الهی دستت بشکنه ... کی گفت ؟؟؟ بیتربیت  

و اینجاست که میگویند لعنت بر دستی که بی موقع دلیت کند



نظرات() 

تاریخ:شنبه 23 اردیبهشت 1391-04:15 ق.ظ

نویسنده :پری

ولادت ام ابیها حضرت زهرا (س) مبارک

هوریاااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ولادت حضرت فاطمه مبارک باشه

 

مباااااااااااااااااااااااااارکه

ای بابا بازم دنبال یه متن خوشکل و گل گلی و سرخ و سفید واسه ولادت حضرت زهرا گشتم اصلا چیز قشنگی پیدا نکردم  

حافظاااااااا کوشی بابا بیا یه دو خط شعر قشنگ بگو بذارم تو این پست الا یا ایها الساقی کوشی پَ کارت دارم ...



نظرات() 

تاریخ:جمعه 22 اردیبهشت 1391-06:05 ب.ظ

نویسنده :پری

عاااااااااااااااااااااااااااشقتم مامان

 اومدم دیدم پست امروز تبدیل به یک عدد عنوان شده فقط ... ایییییییییییش سه ساعت خیر سرم مقاله در کردم از خودم

حالا یه دور دیگه :

مامان جونم روزت مبارک  هلاااااااااااااااااکتم بخدا

بقول خواهرم شمع شدی شعله شدی سوختی اخرشم نتونستی ما رو ادم کنی

اخه نمیدونید چی شد که پنج شنبه شب واسه مامانم جشن گرفتیمو کادو و کیک و جیغ و عربده و نعره و .... بعد هی مامان نازنینم اون وسط حرص میخورد : اروم باشید .. یواشتر بابا .. صداتون تا سر کوچه هم میرسه .. زشته بخدا .. الان همسایه ها صداشون درمیاد ....

الهی بمیرم که روز مادر هم اذیتت میکنم  ننه جونم غلط کردم دیگه به حرفات گوش میدم

ننهههههههههههههههههههههههههه ای لاو یو سو ماچ



نظرات() 

تاریخ:پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391-04:01 ق.ظ

نویسنده :پری

هاااااااااااااااااااااان؟؟؟

امروز یکی از دوستام که خیلی هم دوستش دارم واسم یدونه از این اسای مثلا فرهنگی و از این جور حرفا فرستاد خیلی حرصم گرفت  بخاطر طرز فکرش که بدبختانه الان خیلیا اینجورین  

جوابشو ندادم چون دلم نمیخواست بینمون از این حرفا پیش بیاد ... حیف دوستی قشنگمون بود  با این حرفا خش برداره ...

بعد گفتم پاشم بیام اینجا خودمو خالی کنم ولی بازم با خودم گفتم میان میخونن و همونجور که گفتم طرز فکر خیلیا اینجوریه حوصله جنگ و دعوا و خونریزی و نعش کشی ندارم

پس اصلا این پست رو واسه چی گذاشتم ؟؟؟؟



نظرات() 

تاریخ:چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391-01:26 ق.ظ

نویسنده :پری

اخجون کلیپام

اخجوووووووووووووووووووووووووووووووووون کیس محترم بالاخره از مریض خونه به سلامت برگشت دلمون شاد شد بخدا  

نمیدونی که اخه مادر برد و پدرشو جد و ابادش  توسط زحمات بی دریغ اینجانب سوخته بود

حالا بسی خوشحالیم که کلیپام به باد فنا نرفت ... اندازه یه قرن توش چیز میز ریخته بودم ... اگه اونا پریده بود خودمو به همین وب قسم میکشتم  که که که خیلی باحاله این شکلکا ... خوشم میاد خونریزی ...

و در نهایت عشقم نفسم عمرم

ما بریم دیگه ... ببخشید مزاحم شدم امری کاری باری ...



نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 18 اردیبهشت 1391-03:51 ب.ظ

نویسنده :پری

ایا واقعا کمی نمک لازم نیست؟؟؟

امروز نشسته بودم پای تلویزیون با نا امیدی داشتم کانال عوض میکردم

رسیدم به شبکه محترم ای فیلم

یهو چی دیدم ؟؟؟ اگه گفتی ؟؟؟ داشت خط قرمز پخش میکرد با احترام فراوان به تمام عوامل ولی

اول دبیرستان که بودم  اینو میذاشت ... اکثر قریب به همه بچه ها واسشون میمردن  من و برخی دیگر اینقده حرص میخوردیم که حد نداشت ... اخه یذره نمک یذره یه کوچول ... واقعا دریغا ای دریغا ای دریغا  

حالا من خودم هلاک کی بودم قدیما ... اگه گفتی ؟؟؟

بدون شرح پخش میکرد من کلا کشته امیر جعفری و نمکش بودم میمردم از خنده وقتی میدیدم  یه مدت پیشا همین ای فیلم محترم اینو هم گذاشت ... دوباره همشو دیدم  خیلی توپس بود



نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 17 اردیبهشت 1391-02:59 ق.ظ

نویسنده :پری

خدایا من که بنده خوبی بودم ...

از اول که اینجا رو راه انداختم با خودم گفتم هیچوقت با مطالب ناراحت کننده اپ نمیکنم ... ولی باید قولی رو که به خودم دادم بشکنم

من امروز داغون شدم ... واقعا همه بهم فشار اوردن ... زجر کشیدم ...

من در حالی که نمیتونم ... نمیتونم ... اخه درسته هی همه جلوی چشمای زجر کشیده من چپ و راست هی کوفت میخورن میلمبونن   نمیگن من اینجا خیر کله کچلم رژیمم  

تازه اونا رو ولش حالا هی کانال عوض کن هی تبلیغ انواع و اقسام غذاها و کوفت و مرگ و زهر مار ...

نمیگن یه بدبخت فلک زده بینوایی خب رژیم داره این وسط ... خی خی خی

اولشو که داشتم می نوشتم خودمم باورم شد که یه بلایی سرم اومده بغضم گرفت  بهش میگن نوشتار زیرپوستی ... من تازه دارم شکوفا میشم .. بازیگری هم خوب بودا ... والا

خوشم میاد یه دفعه یدونه از این تیپ اس ام اسا واسه خواهرم فرستادم .. همینایی که اولش با غم و غصه شروع میشه بعد میزنه طرف ضایع میکنه خفن  اون که دیگه خیلی ته دیگش زیاد بود کلا میزد طرفو میترکوند ...

خواهرم واسم جواب داد: ای عوضی بیشعور نفهم خاک توسرت میدونی چقدر ترسیدم فکر کردم جدی یه بلایی سرت اومده میخواستم بشینم گریه کنم تو چرا یذره شعور نداری اصلا برو گمشو بمیر  

خودمو کشتم تا از دلش دراومد ... اییییییییییییییییش ... بی جنبه



نظرات() 

تاریخ:جمعه 15 اردیبهشت 1391-07:22 ب.ظ

نویسنده :پری

باشه ...

ااااااااااااااااااااااااا خیلی ممنون چقدر راهنماییا زیاد بود موندم حالا کدومو انجام بدم ... ایییییییییییییییییش

باشه بابا مگه خودم اینجوریم  خودم میرم میجورم ...

اصلا هم قهر قهر ....



نظرات() 

تاریخ:پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391-03:56 ب.ظ

نویسنده :پری

پلیز هلپ می

من میخوام واسه اینجا اهنگ بذارم لطفا راهنمایی فرمایید حتی شما دوست عزیز

please help me باشه ؟؟؟

اونروزی رفتم سرچ کنم چجوری میشه که بشه هوووووووووووووووووف خسته شدم گفتم اول از این راه اقدام کنم اگر نشد از یه راه دیگه...

بشدت منتظرت هستم میمانم و خواهم ماند ... هوووووووووووووق چی گفتم ... راهنمایی بده بابا ...



نظرات() 

تاریخ:پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391-03:52 ب.ظ

نویسنده :پری

عکس دابلی ... سالروز دابل اس

دو روز پیش روز دابل اس بود

میخواستم همون روز پست بذارم ولی .... دیگه دیگه  هر چیزی رو که دیگه نمیشه گفت دیگه ... دیگه

خب ایشالا برگردن پیش هم اگین (همون again) فکر کن چه شود

تعدادی عکس براتون میذارم کلا برید حالشو ببرید نخواستیدم جزئا

 

اینم چند تا عکس قدیمی کر کر خنده  مسخره کردی نکردیا ... فقط من حق خندیدن دارم

3zoof1yuhaezcy18w5wk.jpg

وای من هلاک سنو پرینسم (همون snow prince)

اینم در انتها

بسه دیگه خسته شدم

من حوصله اپلود ندارم واسه همین رفتم تو کار کپی پیست (همون copy paste) بنابراین از تمام وبایی که مرا در گذاشتن این مقدار عکس در وب یاری کردند بشدت سپاسگذارم

بعدا اگه حسش بود یه چند تا عکس تکی هم میذارم تنگش ...

نفهمیدم چرا بزرگ شد این فونت ولش کن حوصله ندارم درستش کنم

نظر بده باهم بحرفیم بابا ...



نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 11 اردیبهشت 1391-03:23 ب.ظ

نویسنده :پری

جوک جک

سلام سلام

ااااااااااااااااااااا چرا هیچکس واسم دیگه جوک نمیفرسته هاااااااااااااااااااان ؟؟؟

نمیدونم قحطی جوک شده این موبایل عزیز دل این باکسش از جک شده پر از خالی ... خب حوصلم سر میره

تازه میخواستم واسه یکی از رفقا یک عدد جوک بفرستم روحش شاد شه اعصابم جویده شد ... یعنی که چی

راستی یه سوال فوق فرا حرفه ای ... جوک یا جک  فکر کنم جوکه نه ؟؟؟  ایول استعداد ... بخدا از همون اول میدونستم من حیف شدم ... که که که 

 



نظرات() 



  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو